تبليغاتX
خاطره



   
         
         
         
 


 بزن بارون که دلگیرم دارم این گوشه میمیرم


بزن بارون که دلگیرم دیگه آروم نمیگیرم


حالا که خسته و تنهام حالا که اون دیگه رفته


میفهمم تازه این درد رو چقدر تنها شدن سخته


بزن بارون که عشق اون هنوز توی نفسهامه


دلیل عشق پاک من بلور سرد اشکامه


ببار شاید که برگرده تو قلبی که پر از درده


ببین از وقتی اون رفته چقدر دستای من سرده



ببار شاید که برگرده تو قلبی که پر از درده


ببین از وقتی اون رفته چقدر دستای من سرده


بزن بارووون بزن باروون

"آدم تا وقتی که عشقش کنارشه قدرشو نمی دونه اما وقتی که اونو از دستش میده تنهایی آزارش میده و تازه میفهمه که بدون عشقش زندگی چقدر سخته"

 

+ نوشته شده در  سه شنبه شانزدهم مهر 1387ساعت 0:2  توسط  مستانه و مرتضی  | 

         

         

         

 


design : imjava

 نمی دونم چرا بعضی از خواننده ها می خوان با خوندن بعضی آهنگها طرفداراشون رو دق بدن

 به نظر من رفتن برای همه سخت هست نباید آدمای دیگه با حرفا و رفتارشون

 اونرو برای دیگران سخترش کنن

 

+ نوشته شده در  جمعه پنجم مهر 1387ساعت 16:48  توسط  مستانه و مرتضی  | 

 

1-اغلب مردها مانند كودكي هستند كه حتي با داشتن زيباترين عروسك
به دنبال عروسك ديگري هستند.(مردها همیشه تنوع طلب هستن حالا هر چقدر هم که تو زیبا و خوشگلو پولدارو شیکپوشترین دختر هم که باشی یه روزی ازت خسته میشه)

2-مردها اغلب چون چلچله هايي هستند كه در فصلها بايد به ييلاق و قشلاق
زندگيشان بروند براي آنها فرقي نمي كند كه هر بار در كجا آشيان گيرند
چون آنها از آشيانه فقط گرمي مي خواهند و بس(.........)

3-مي دوني چرا مردها قشنگ بنظر ميرسن؟
چون مثل جعبه مداد رنگي هزارتا رنگ دارن
به جاي يه رنگي با تو.(کاملا با این جمله موافقم چون چندین بار بهم ثابت شده)

4-وقتي خواستي وفاداريو بفهمي از مردها بپرس
چون آدما هميشه ميتونن در مورد چيزي كه ندارن
خوب توضيح بدن.(این گزینه دیگه نیازی به توضیح و تجربه من نداره چون خیلی واضحه)

5-مردها مثل باد قوي هستند اما هيچ وقت نميشه به باد تكيه كرد.(همه ما می دونیم که آقایون قوی هستن ولی هر وقت شما تونستید به باد تکیه کنید می تونید به آقایون هم تکیه کنید.البته فکر محالیه امتحانش نکنید)

               

خوب امیدوارم حالا که تا حدودی آقایون رو شناختید دیگه بهشون اعتماد نکنید چون کاملا احمقانه و بیهودس این آقایونی که من دیدم مثه گربه کور می مونن هر چقدر هم که بهشون محبت کنی باز هم....

                            

                    "مطالبی که در این پستم بهتون ارائه دادم

                    نه تنها جنبه شوخی نداشته بلکه عین

                         واقعیته"

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم شهریور 1387ساعت 17:17  توسط  مستانه و مرتضی  | 

 

كجا بودي وقتي برات شكستم
يخ زده بود شاخه گلم تو دستم
كجا بودي وقتي غريبي و درد
داشت من تنهارو ديوونه مي كرد
كجا بودي وقتي كه از پنجره
مي پرسيدم اين چندمين عابره
كجا بودي وقتي تو رو مي خواستم
كه دستات آروم بشينه تو دستم
كجا بودي وقتي كه گريه كردم
از تو به آسمون گلايه كردم
كجا بودي وقتي كنار عكسات
شبا نشستم به هواي چشمات
كجا بودي تو لحظه نيازم
وقتي مي خواستم دنيامو بسازم
كجا بودي ببيني من مي سوزم
عين چشات سياهه رنگ روزم
كجا بودي تشنه چشمات بودم
نبودي من عاشق دنيات بودم
كجا بودي وقتي ديوونت بودم
وقتي كه بي قرار شونت بودم
كجا بودي وقتي چشام به در بود
ترانه هام شكايت سفر بود
نبودي پيش من بي ستاره
ترك مي خورد دلم با يه اشاره
كجا بودي وقتي كه مي نوشتم
ترانه هام همه مال فرشته م
كجا بودي وقتي كه پرپر شدم
سوختم و از غمت خاكستر شدم
كجا بودي ببيني فصل بهار
همه مي گفتن تو گذاشتيم كنار
سرزنشاي مردمو شنيدم
هر چي كه باورت نمي شه ديدم
كنايه هاشونو به جون خريدم
نبود ستارهم شبا گريه چيدم
كجا بودي وقتي بهم خنديدن
رد شدن و همديگه رو بوسيدن
كجا بودي ببيني خستگيمو
آب شدن شمعاي زندگيمو
همه سراغ تو رو مي گرفتن
زير لبي يه چيزايي مي گفتن
مي خنديدم اما تنم مي لرزيد
كجا بودي وقتي چشام مي ترسيد
كجا بودي وقتي سحر نداشتم
سياهي بود از تو خبر نداشتم
كجا بودي وقتي كه اشكام مي ريخت
خون جاي گريه از تو چشمام مي ريخت
كجا بودي وقتي بايد مي موندي
غصه مو از لحن صدام مي خوندي
كجا بودي نگام به در سفيد شد
هر كي به جز من از تو نا اميد شد
كجا بودي وقتي دعاي داغم
مي زد به سقف كوچيك اتاقم
كجا بودي وقتي صدات مي كردم
به آسمون رسيد صداي دردم
كجا بودي من از خودم گذشتم
هر جا بگي رو دنبال تو گشتم
كجا بودي ببيني آبروم مرد
اما به خاطر چشات قسم خورد
خنده واسه هميشه از لبام رفت
رسيدن از مرمر روياهام رفت
كوچه انتظار رسيد به بن بست
دلم مي گفت اون سر وعده هاش هست
كجا بودي كه از نفس افتادم
روزي يه بار زنده شدم جون دادم
وقتي كه اين بازيارو مي كردي
من مي دونستم داري برمي گردي
پاهاي خستتو بذار رو چشمام
بگو كه ديگه نمي ذاري تنهام
بگو هنوز دوسم داري با مني
بگو محاله قلبمو بشكني
كجا بودي ببيني بي ستاره م
ببيني جز تو كسي رو ندارم
غم نبودنت مثه آتيشه
تو اين دو خط ترانه جا نمي شه

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه سیزدهم شهریور 1387ساعت 14:18  توسط  مستانه و مرتضی  | 

 

منم سلام عرض مي كنم خدمتتون رنگين كمون
با اين نوشته اومدي از يه جا شايد آسمون
اون روزي كه تو اومدي دلم يه جاي ديگه بود
حال و هواي روياهام حال و هواي ديگه بود
دلم رو كنده بودم از حرف و نگاهاي همه
دنبال اون كسي بودم كه توي اين دنيا كمه
ديدم همه مثل همن عادي و سرد و بي وفا
نگات ولي به من مي گفت اونا كجا و تو كجا
شعراتو وقتي شنيدم گفتم عجب شباهتي
تو قحطي عاطفه چه شاعر با شهامتي
راستي آدم چي كار مي كرد بدون ياد و خاطره
لبا مي خنديد و چشا از غصه ها كبود بودن
كاش آدما نمي ديدن آخه اونا حسود بودن
راس راسي چه روزايي بود عاشقيم عالمي داشت
به جز غم دوري مگه دلاي ما هم غمي داشت؟
آدم كسي كه دوس داره هميشه اذيت مي كنه
اما خودش فكر مي كنه داره محبت مي كنه
تو هم همينطوري بودي مدام آزارم دادي
صدا و لحن عاشقت شبا واسم لالايي بود
كاشكه همون روزا بودن كه شباشون طلايي بود
يه كم گذشت يادم دادي با هر كسي حرف نزنم
گفتي كه اين كارا يعني من دارم عهد و مي شكنم
گفتي كه خشبخت نمي شه هر كي خيانت بكنه
گفتي توي عشق خوبه كه آدم حسادت بكنه
قرار گذاشتيم زود بگه هر كي كه رنجيد از كسي
تا كه نمونه تو دلي شكستن دلواپسي
اما حالا اگه بگم كه رنجيدم داد مي زني
انگار نه انگار كه تو اون عاشق زيباي مني
دنيا رو حاضرم بدم اما همون روزا باشه
بذار كه سودا همشون بازم مال اونا باشه
از حسودي نمي تونم دست خدا بسپرمت
مي خوام يه بار از ته قلب بازم بگي دوس دارمت
تا قهر مي كردم اون روزا تو مهربونتر مي شدي
آشتي من كه دير مي شد تو هم باهام قهر مي شدي
نازك تر از گل نمي گفت هيچ وقت كسي به اون يكي
ناز كشيدي حتي واسه قهر و كاراي الكي
چه ذوقي كردم كه آره همونيه كه من مي خوام
همون كه تا آخر عمر مي مونه مهربون باهام
از اون به بعد منم ديگه حسابي عاشقت شدم
دلم يه كم خوش شده بود به رنگ تقدير خودم
زمستونم مي خواس بره همه تو تاب و تب عيد
دوباره مثل هر دفه هديه ناز تو رسيد
فكر نكني يادم مي ره هديه روز تولدها
اطاق من پر شده از كارتاي ناز و هديه ها
انقد دلم مي خواست بيام اونروزا پيشت بمونم
تو كه خودت خوب مي دوني من حالاشم نمي تونم
اون روزا كم پيش مي اومد كه منو تنها بذاري
هر چي بهم گفته بودي پشت زمان جا بذاري
يكي دو هفته اي فقط رفتي تو خط انتقام
از مني كه بدون تو چيزي تو دنيا نمي خوام
تنها گذاشتنم ديگه انگار كه عادتت شده
يه لحن تلخ يه مدته جاي محبتت شده
اگه دور از چشماي من دلو دادي به ديگري
مثل توام كه گفتي از خيانتا نمي گذري
راستي كه اون روزا گذشت هر جا دلت ميخواد برو
ديگه صدام در نمياد اصلا چي كار دارم به تو
دنيا همش اين جوري نيس صاحب داره آره خدا
خودش مجازات مي كنه آدمارو جدا جدا
اين حرف آخر منه يه كم ديگه صبر مي كنم
اگر كه راستشو نگي ديگه باهات قهر مي كنم
فوقش مي گم بعد يه سال محبت و عشق و شكست
اون كسي رو كه من مي خوام تو يك جاي اين دنيا هست
شك ندارم فقط ميخوام علتشو بهم بگي
بشي بهونه قشنگ من براي زندگي

     "این همون مطلبی بود که گفته بودم می خوام تقدیم کنم به تو"

       "تک تک جمله هارو با دقت بخونش"

 

+ نوشته شده در  شنبه دوم شهریور 1387ساعت 15:26  توسط  مستانه و مرتضی  | 

 

وقتي كسي رو دوس داري حاضري جون فداش كني
حاضري دنيارو بدي فقط يه بار نگاش كني
به خاطرش داد بزني به خاطرش دروغ بگي
رو همه چي خط بكشي حتي رو برگ زندگي
وقتي كسي تو قلبته حاضري دنيا بد باشه
فقط اوني كه عشقته عاشقي رو بلد باشه
قيد تموم دنيارو به خاطر اون مي زني
خيلي چيزارو مي شكني تا دل اونو نشكني
حاضري كه بگذري از دوستاي امروز و قديم
اما صداشو بشنوي شب از ميون دوتا سيم
حاضري قلب تو باشه پيش چشاي اون گرو
فقط خدا نكرده اون يه وقت بهت نگه برو
حاضري هر چي دوس نداشت به خاطرش رها كني
حسابتو حسابي از مردم شهر جدا كني
حاضري حرف قانونو ساده بذاري زير پات
به حرف اون گوش كني و به حرف قلب باوفات
وقتي بشينه به دلت از همه دنيا مي گذري
تولد دوبارته اسمشو وقتي مي بري
حاضري جونتو بدي يه خار توي دساش نره
حتي يه ذره گرد و خاك تو معبد چشاش نره
حاضري مسخرت كنن تمام آدماي شهر
اما نبيني اون باهات كرده واسه يه لحظه قهر
حاضري هر جا كه بري به خاطرش گريه كني
بگي كه محتاجشي و به شونه هاش تكيه كني
حاضري كه به خاطر خواستن اون ديوونه شي
رو دست مجنون بزني با غصه ها همخونه شي
حاضري مردم همشون تو رو با دس نشون بدن
ديوونه هاي دوره گرد واسه تو دس تكون بدن
حاضري اعتبار تو به خاطرش خراب كنن
كار تو به كسي بدن جات اونو انتخاب كنن
حاضري كه بگذري از شهرت و اسم و آبروت
مهم نباشه كه كسي نخواد بشينه رو به روت
وقتي كسي تو قلبته يه چيز قيمتي داري
ديگه به چشمت نمي ياد اگر كه ثروتي داري
حاضري هر چي بشنوي حتي اگه سرزنشه
به خاطر اون كسي كه حتي برات با ارزشه
حاضري هر روز سر اون با آدما دعوا كني
غرور تو بشكني و باز خودتو رسوا كني
حاضري كه به خاطرش پاشي بري ميدون جنگ
عاشق باشي اما بازم بگيري دستت يه تفنگ
حاضري هر چي گل داريم دونه به دونه بشمري
بسوزي از تب نگاش اسمشو وقتي مي ياري
حاضري هر كي جز اونو ساده فراموش بكني
پشت سرت هر چي مي گن چيزي نگي گوش بكني
حاضري هر چي كه داري بيان و از تو بگيرن
پرنده هاي شهرتون دونه به دونه بميرن
حاضري كه بگذري از مقررات و دين و درس
وقتي كسي رو دوس داري معني نمي ده ديگه ترس
وقتي كسي رو دوس داري صاحب كلي ثروتي
نذار كه از دستت بره اين گنج خيلي قيمتي

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم مرداد 1387ساعت 13:30  توسط  مستانه و مرتضی  | 

 

زخماي رو دلم يکي دوتا نيس
 واسه زخم تازه ديگه جايي نيس
داشتم فراموش مي کردم ديگه تورو
تورو خدا برو
اين دل ديگه مال تو نيس
دنبالش نگرد مال تو نيس
از همون راهي که اومدي برگرد
اين دل ديگه مال تو نيس
فکر کردي که اگه بري تا کي مي شينم پاي تو
سخت بود فراموشيت ولي کسي اومد به جاي تو
يه فرشته واقعي نقاب به چهرش نمي زد
اون اصلا مثه تو نبود زخمي به قلبم نمي زد
عکساتو آتيش زدم و عشقتو کشتم تو دلم
ديگه اجازه نمي دم بازي کني با اين دلم
اين دل ديگه نمي خوره اين بار ديگه گوله تورو
حتي حاضر نيستم بيارم به زبون اسم تورو

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم مرداد 1387ساعت 12:54  توسط  مستانه و مرتضی  | 

 

گفته بودم يه روز بهت تلافي درميارم
تلافيم اينه عزيرم کاري باهات ندارم
غروب عشقمون برام چه باشکوه و خوبه
براي من تولده براي تو غروبه
از اين به بعد اسم مارو جدا جدا ميارن
آخه حساب دو غريبه رو سوا ميذارن
مي توني هرجا بشيني بگي که برمي گردم
اصلا خودت يه روز مياي ميگي که توبه کردم
اون روزا که چشماي من چشمه گريه بودن
داشتن براي اين روزا ترانه مي سرودن
گفته بودم آخر کار تلافي در ميارم
تلافيم اينه بعد از اين کاري باهات ندارم

 

  

+ نوشته شده در  شنبه دوازدهم مرداد 1387ساعت 1:22  توسط  مستانه و مرتضی  |